بچه تهران؛ بچه شهرستان، کی تمام می شود این داستان؟

بچه تهران؛ بچه شهرستان، کی تمام می شود این داستان؟
ابراهیم عمران 
به حتم طراح و سازندگان برج آزادی، هیچگاه در ذهن شان خطور نمی کرد این سازه «تهران شناسی» که بعد ها برای برخی «تهران پزی» معنا می داد، تبدیل به مکانی شود که «بچه شهرستانی» های تهران دوست در آنجا عکسی به یادگار اندازند و به قولی نوشابه و آب تهران نوش کنند که برگشتی در کارشان نباشد و به مزاح از سوی پایتخت نشینان، آن هم مرکزنشینانی که کل قدمت شناسنامه ای شان، شاید به اندازه یک بنای تاریخی همان شهرستانی ها نباشد؛ بشنوند که «اقامت» یک ساله شان با این عکس انداختن ها و آب خوردن ها تمدید شده است….! آری دیگر مشخص شده که این نوشته از چه داد سخن سر خواهد داد و نیش و کنایه و مزاح موجود در آن به چه مناسبتی است. صحبت از گزاره تکراری چرا به تهران می آیند و می آییم نیست که کار از این «ردالعجز علی الصدر» شعری گذشته و به ورطه ای فراتر از تکرار رسیده؛ حرف از اطلاق واژه و کلمه شهرستانی و به طریق اولی «بچه شهرستانی» است. گویا پایتخت نشینان وقت، حال هر وقت و زمانی که متصور شویم؛ به افرادی که از شهر و شهرستان و ولایت (که این واژه ولایت نیز برای خود، کلمه ای است با بار معنایی بسیار) به …

بچه تهران؛ بچه شهرستان، کی تمام می شود این داستان؟

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *