روایت دختران از آزار جنسی

روایت دختران از آزار جنسی
ساعت 24- آرام است، اما چشم هاش بی قرار… صورتش را از لنز دوربین فیلم بردار می دزدد و توی گوشم می گوید: «بنا نبود اینها از من عکس بگیرن ها». بند کیفش را توی دستانش می پیچاند، اول بند را دور یک انگشتش حلقه می کند، بعد انگشت سبابه دست دیگرش را داخل گره می کند، گره باز می شود و دوباره بازی را از سر می گیرد.

روایت دختران از آزار جنسی

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *