ماجرای ازدواج دو امیرکبیری با توسل به شهید خلیلی

ماجرای ازدواج دو امیرکبیری با توسل به شهید خلیلی
رسول خلیلی به قول همرزمانش آنقدر سیمش وصل بود که سنگ قبرش هم از مرمر سبز ضریح سید الشهدا آمد. پسرشان درست چند روز قبل از تولد ۲۷سالگی شهید می شود و کادوی تولدش را از سید الشهدا می گیرد؛ «شهادت».
چهار سال است از روزی که خبر شهادت پسرشان را شنیده اند می گذرد. اما اگر روزهای پنجشنبه و جمعه گذرت به حوالی مزار پسرشان در گلزار شهدای بهشت زهرا بیفتد متوجه این امر نمی شوی و فکر میکنی مردم برای یک جای زیارتی جمع شده اند؛ آخر رسول خلیلی به قول همرزمانش آنقدر سیمش وصل بود که سنگ قبرش هم از مرمر سبز ضریح سید الشهدا آمد. پسرشان درست چند روز قبل از تولد ۲۷سالگی شهید می شود و کادوی تولدش را از سید الشهدا می گیرد؛ «شهادت».
قرار را پشت تلفن می گذاریم برای ساعت ۱۱. از برخورد پدر پشت تلفن پیداست با روی گشاده پذیرای هر سوالی خواهند بود. روز قرار که می رسد داخل ماشین تمام حواسم پیش چشم های مادری است که نمی دانم چگونه با آن ها مواجه شوم. جلوی درب خانه که می رسیم واحد شهید خلیلی از باقی واحد ها به واسطه عکس خندان چهره آقا رسول متمایز شده و پدر قبل از زدن زنگ، درب را برای ما باز می کند.
خانه ای که به …

ماجرای ازدواج دو امیرکبیری با توسل به شهید خلیلی

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *