گزارش زندگی “مردان پرنده”

گزارش زندگی “مردان پرنده”
یک سال پیش به روستای قلعه رستم در استان لرستان تلفن کردند و گفتند محمود مُرده است. خواهرها شیون کردند. نامزد محمود کودکی را تمام نکرده، بیوه شد. قوم و خویش و طایفه مراسم باشکوه برگزار کردند و برادرها چند روز بعد از مراسم برگشتند تهران، سرکارشان.
به گزارش شهروند، محمود ٢٧ساله بود که از بالای داربست افتاد. از ١٦سالگی در برج های بلند تهران کار کرده بود. او یکی از مردان پرنده بود. مردانی که دل آن داشتند که در ارتفاع ٣٠، ٤٠ متری تیرآهن ها را به هم جوش بدهند.
بی پولی و بی آبی
چند ماه از مرگ محمود گذشته، قبری بر کمر کوه به نامش خورده و عکسش توی طاقچه خانه خواهر است. پدر و مادر محمود این عید قربان هم برای عروس سیاهپوش عیدی بردند. اکرم عکس برادرش را برمی گرداند روی طاقچه، کنار عکس شوهر و برادر شوهرش که چشم هایی به روشنی چشم محمود دارند. «همیشه باید نگران مردهایمان باشیم. تلفن که زنگ می زند دلمان می ریزد. شوخی که نیست. در ١٠، ٢٠ سال گذشته، ٨، ٩نفر از آبادی ما از اسکلت افتادند و مردند و ٨ نفری هم از «بیدستانه». چقدر هم جوان زخمی شد و ازکارافتاده.»
پنجره پشت سر اکرم قابی است از تصویر …

گزارش زندگی “مردان پرنده”

شما احتمالا این مطالب را نیز دوست دارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *